تبلیغات
اتفاق - مطالب تیر 1394
 
درباره وبلاگ


اگر دانشجوی مسلمان هستیم باید در راه روشنگری و در راه رسیدن به آرمانهایمان سعی بر این داشته باشیم که عمار زمان باشیم. دشمن ما چشم خود را به رهروان این راه دوخته تا در هر موقعیتی که به دست می آورد، آنها را شکار کند. آیا ما هدف دشمن هستیم یا همراه و در رکاب او.

مدیر وبلاگ : سروش بستان پیرا
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
اتفاق
بسم الله الرحمن الرحیم
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
چهارشنبه 24 تیر 1394 :: نویسنده : سروش بستان پیرا
شاید اگر به فرهنگ در قالب عادی جامعه نگاه کنیم،آن را فقط در رفت و آمد و نحوه‌ی تعامل با دیگران ببینیم. اما هر امکانی که در اختیار ما قرار بگیرد، فرهنگی برای استفاده‌ی خود دارد. زبان ما یک وسیله برای ارتباط با جامعه است. اگر کسی آن را بیهوده و بیجا استفاده کند ما او را بی فرهنگ قلمداد کرده و اگر بجا و درست از آن استفاده کنیم، با فرهنگ خوانده می‌شویم. اما این برداشت فقط منحصر به زبان است و در حوزه‌ای بسیار وسیعتر باید به توضیح و تفسیر فرهنگ پرداخت.
ما در روابطمان و تعامل با دیگران از هر چیزی اعم از زور بازو ، اینترنت، زبان، چشم و هزاران ابزار دیگر در طی روز استفاده می‌کنیم. شاید از هرکس بپرسیم که  به نظر تو باید چگونه از ابزارهایمان استفاده بکنیم در جواب واژه ‌هایی همچون درست ومتمدنانه را در جواب به ما ایراد کند. اما نکته اینجاست که هر کدام از این الفاظ خود نسبی هستند و  باید برای ما این سؤال پیش بیاید که درست نسبت به چه و معیار ما برای بهتر شدن چیست. تمدنی که بر اساس آن ما باید متمدنانه زندگی کنیم چیست. که این سؤالیست که خواص جامعه‌ی جهانی همیشه در جواب به آن، طرح‌هایی را بیان کرده که هر کدام یکی پس از دیگری به شکست می‌انجامید و  ایراداتی در آن به گونه‌ای یافت میشد که شکست آن را تضمین می‌کرد. فرهنگ غربی منجر به غربزدگی میشد و انسان در برخورد با این فرهنگ با این سؤال روبرو میشد که من برای چه هستم و هدف من از خوشیهای بی حد و اندازه و مادی چیست و هرکس به انتهای مسیر میرسد یا به مقابله با آن می‌پردازد و یا دست به نابودی نفس خویش می‌زند. 
اما چه چیزی در این میان است که منجر به این اعمال میشود. وقتی به داستان‌ها و نمادهای شخصیتی غرب بنگریم انتهای خلاقیت و تلاش شخص فقط برای بجا گذاشتن یک نام در تاریخ است و دیگر هیچ. اما شاید ضعف، در فرهنگ های مختلف،  نداشتن هدف باشد. به عنوال مثال میتوان به داستانی تاریخی اما آشنا اشاره کرد که شهرت آن ناشی از تقابل دو فرهنگ است. آندلس همان کشوری است که اروپا 106 سال با آن در جنگ بود و حتی نتوانست ذره‌ای وارد خاک آن کشور شود.
نقشه آندلس
داستان این تقابل فرهنگی از آنجا شروع می‌شود که پس از صد سال یک افسر آندلسی به کشورش خیانت کرده و تصمیم می‌گیرد که به دشمن کمک کند. او در مقابل فرماندهان دشمن تعابیری از سربازان مسلمان و فرهنگ شهادت به کار می‌برد که دشمن هیچ خبری از آن ندارد. آنها متوجه ضعف سربازانی که فقط برای درآمد به جنگ آمده‌اند و برای سپاه مسیحی می‌جنگند می‌شوند و تصمیمی تاریخی گرفته و با شرایطی حاضر به صلح با آندلس میشوند. یکی از آن شرایط ترویج آزادانه‌ی دین و فرهنگشان در کشور اسلامی آندلس بود. پس از این صلح و ترویج آیین غرب با نام مسیحیت در آندلس دیگر این کشور فاقد سربازان شهادت طلب بود. جنگ دوباره آغاز شد و سربازانی که روزی به میدان رفته و بیش از صد سال دشمن را پشت مرزها نگه داشته بودند، این بار بیش از شش ماه نتوانستند دوام بیاورند و کشور خود را حفظ کنند.
الغرض اینکه جنگ تحمیلی به آندلس با قطعنامه ای تبدیل به جنگ فرهنگی شد و آندلس را از پای درآورد. این تقابل افتخاری برای پیروزی فرهنگ غرب شده است. 
چیزی که مشخص و واضح است اسلام هم مشخص کرده که راه چیست و هم چاه را برایمان آشکار ساخته است. تقابل با غرب را مشخص کرده و سازش را برای ما منع کرده. برای اصلاح جامعه به ما اجازه‌ی سکوت نداده و وظیفه ای سنگین به ما محول کرده که جامعه از دست ما نرود. اما اگر روزی از دست برود همچون آندلسی برسرمان می‌آورد و همه چیز را به آتش می‌کشد. ما از این تاریخ باید عبرپت گرفته و فریب خنده‌های الکی و فانتزی غرب به خود را نخوریم.

غرب برای ما تجویز برهنگی می‌کند. آیا کسی به مهد این تجویزگاه رفته تا ببیند آنها از ما به اسلام مقیدترند و فقط دستورالعملشان را برای ما می‌خواهند؟
ما نیز در مسیری کلیشه‌وار همچون آندلس قرار گرفته‌ایم . آیا ما توانایی مقابله با جنگ فرهنگی را داریم یا روزی باید منتظر تسخیر این دیار عزیز به دست دشمن خونی خود باشیم؟

جواب این سؤالات برای هر کس مربوط به شخص اوست. اما مقوله‌ی فرهنگ بحثی اجتماعی بوده و اگر به درستی در جامعه پیاده بشود ما را کشوری بی نیاز به غریب و متکی به خود مبدل خواهد کرد. در کمک به آن باید بکوشیم.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 24 تیر 1394 :: نویسنده : سروش بستان پیرا
قبل از خواندن این متن توصیه می‌شود  مطلب «میم مثل مذاکره» به همراه نظراتش به دقت خوانده شود.

نظری به صورت خصوصی برای بنده ارسال شد که شاید سؤالی در ذهن همه مخاطبان عزیز باشد. این نظر به قول دوست عزیزی با نام مستعار دولت تدبیر و امید بوده و در ادامه‌ی نظرات ایشان به مطلب «میم مثل مذاکره 1» است و به شرح زیر ارسال شده است.
فعلا که شما و نظراتتون رو هیچ کس انتخاب نکرده
مردم به اقای روحانی و تفکر ایشون رای دادن
تا اینجا هم تفکر پیروزه
هشت سال زحمت؟
باید بگی همین دولت قبل نبود که میگفت پاک ترین دولت تاریخ؟
پس دزد کیه؟
با وجود احمدی نژاد نیازی ب دشمن نیست
چه زحمتی کشیده؟
فک میکنی نظر اکثر مردم مثه تواه که ب اقای روحانی رای دادن؟
احمدی نژاد کل هیکلش ب یه تار موی سید بزرگوار نمی ارزه
امار هایی که در مورد این دولت و دولت قبل که نفت ۱۲۰ دلاری فروخت رو از کدوم منبع می نویسی ؟
این صفر رو از تخیلات خودت اوردی؟
در مورد تورم میدونی تو دولت قبل چی بودیم و چی شدیم؟
نفت چقد بوده چقد شده؟
پدیده شاندیز
بابک زنجانی ها
دکل های نفتی
معاون اول ها
بقایی ها
مشایی ها
اختلاس ها
هاله نور
ممه رو لو لو برد
کردان
دولت قبل که اصلا قابل دفاع نیست
مخصوصا دستت رو رو هر طرح بذاری 
فقرا فقیرتر
اغنیا بی نیاز تر
کشور ب سمت بحران 
در اخر
لطف کن نظر شخصی در مورد اشخاص نده
سید بزرگوار انقد ارزشمنده تو قلبها که احتیاجی نه به دفاع من داره نه تخریب جنابعالی
همونطور که مردم به تفکر تند روی جلیلی رای ندادن
به تفکر سازنده و تعامل سازنده با جهان و اخلاق و ادب جناب هاشمی رفسنجانی و روحانی و سید بزرگوار رای دادند.
همین که مردم به این تفکر رای دادن یه پیام به افکار امثال شماست.

در جواب شما دوست عزیز این که اگر بخواهیم نظر به گذشته بیندازیم و از آن به نفع حال، سوء استفاده بکنیم، به راحتی می‌توان به مردم محترم این نظام و این کشور عزیز هر تهمتی را وارد ساخت. شما اگر می‌توانید از دولت اول پس از پیروزی انقلاب تا به امروز بجز شهید رجایی از دولتی نام ببرید که ایراد نداشته باشد.
ظاهر بین نباشید. تمام صحبت های شما - نه با این برداشتی که شما داشته ای- در مورد ایرادات دولت قبل به فرض که درست باشد. اما این مغلطه به چه درد ما می‌خورد. آیا اگر دولت‌های قبل ایراد داشته باشند دلیل بر ایراد نداشتن این دولت است؟

حمل بر حمایت از دولت احمدی‌نژاد نشود. اما این دولت تنها در وزارت نفت، فقط و فقط به خاطر پاچه‌خواری یک نفر از آقا زاده‌های همان متفکرینی که نام بردید، ضرری بیشتر از 35 سال ضرر مالی به این کشور وارد کرده است.  ضرری که اگر به این مردم بازگردد به هر نفر از این مردم هزینه ی 2 ماه یارانه‌ای که هی چوبش بر سرشان می‌خورد را باید بپردازند. 

هیچکس منکر رای دولت روحانی و فعالیت‌های آن در زمینه‌ی وزارت بهداشت نیست.  هرجا  نیز نقطه‌ی قوت باشد، گفته خواهد شد. اما اگر بیطرفانه بنگریم، به نظر خود شما در کدام دولت فقرا فقیرتر و اغنیا غنی‌تر شدند؟ دولتی که قوت غالب فقرا را با قیمت دوبرابر به آنها میدهد به فکر رفاه آنهاست یا بدبخت کردن و آواره کردن آنها؟

شما دوست عزیز بهتر است اندکی به خبرهای رسیده ی به خود اکتفا نکرده و نیمه‌ی دیگر لیوان را نیز ببینی. توصیه‌ی من به شما این است که به اخبار اصلی ،که جوسازی رسانه‌ای و جنگ روانی این دولت فقط و فقط نقش پنهان ماندن آنها را از دید شما دارد، توجه کرده و فریب جنگ رسانه‌ای این دولت را نخوری. 

ارزش و انتظار من از شما بیشتر از حمایت از یک فتنه‌گر  است. بروید و نقش فرزندان و خانواده‌ی همین افراد را در دولت‌های پیشین نگاه کنید، سپس خود متوجه می‌شوید که حق من و تو در دولت ها قبل به وسیله‌ی چه افرادی خورده شده و امروز پیکان کمان شما طرف کیست؟ همین آقای مهدی هاشمی در زمان دولت پدرش با 25 سال سن چه نقشی داشت و چه کارها که کرد و ما دست خود را به طرف بابک زنجانی گرفته‌ایم  که در آن دوران نوچه و راننده‌ی بیش نبوده است.
صادرات دختر ایرانی به کشورهای عربی به اسم گفت‌و‌گوی تمدن‌ها هم در دولت اصلاحات صورت گرفت که یکم به شناخت شما از سیدتان و اطرافیانش هم کمک میکنه. حتما پیگیر باشید. این شخص نیاز به دفاع نداره چون اصلا قابل دفاع نیست. افتضاحاتی که در دولت ایشون هست تو هیچ دولتی پیدا نخواهد شد.

در آخر هم اینکه حق من و تو جای دیگری است. فکر کن شاید به این نتیجه برسی که به سمت اشتباه نگاه میکنی دوست من.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 23 تیر 1394 :: نویسنده : سروش بستان پیرا
بالاخره پس از سال ها زحمت و تلاش و حمایت و تخریب و انتقادهای گوناگون، این دولت موفق به توافقی هسته‌ای با استکبار جهانی و ابرقدرت‌های صحنه‌ی سیاست جهان شد.
هنوز که متن و چندوکیف این توافق در دسترس نیست اما هر توافقی که آن را خوب خوانده ‌اند باید دارای مفاد زیر باشد و از بعضی از خطوط قرمز عبور نکرده باشد.
خطوط قرمزی که رهبر معظم انقلاب امام خامنه‌ای حفظه‌الله مشخص کردند و به شرح زیر هستند


مهمترین خطوط قرمز مذاکرات هسته‌ای
مطرح شده در بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار مسئولان نظام ۱۳۹۴/۰۴/۰۲
۱ ما برخلاف اصرار امریکایی‌ها محدودیتهای بلند مدت ۱۰، ۱۲ ساله را قبول نداریم و مقدار سالهای مورد قبول محدودیت را به هیئت مذاکره کننده گفته‌ایم.
۲  ادامه کار تحقیق و توسعه و
 ساخت و ساز در زمان محدودیت
 در طول سالهای محدودیت هم باید تحقیق و توسعه ادامه داشته باشد. آنها می‌گویند در مدت ۱۲ سال هیچ کاری نکنید اما این، یک حرف زور مضاعف و غلط مضاعف است.
۳  لغو فوری تحریم‌های اقتصادی، مالی و بانکی هنگام امضای موافقتنامه و سایر تحریم‌ها در فواصل معقول تحریم‌های اقتصادی، مالی و بانکی چه مربوط به شورای امنیت، چه کنگره امریکا و چه دولت امریکا باید فوراً هنگام امضای موافقتنامه لغو و بقیه تحریم‌ها هم در فواصل معقول برداشته شود.
۴  منوط نشدن لغو تحریم‌ها به اجرای تعهدات ایران لغو تحریم‌ها نباید به اجرای تعهدات ایران منوط شود، نگویند شما تعهدات را انجام دهید بعد آژانس گواهی دهد تا تحریم‌ها لغو شود، ما این مسئله را مطلقاً قبول نداریم. اجرائیات لغو تحریم‌ها باید با اجرائیات تعهدات ایران متناظر باشد.
۵  مخالفت با موکول کردن هر اقدامی به گزارش آژانس ما با موکول کردن اجرای تعهدات طرف مقابل به گزارش آژانس مخالفیم. چون آژانس بارها و بارها ثابت کرده مستقل و عادل نیست، بنابراین ما به آن بدبین هستیم. می‌گویند «آژانس باید اطمینان پیدا کند» این چه حرف نامعقولی است؟ چگونه اطمینان پیدا کند مگر اینکه وجب به وجب این سرزمین را بازرسی کند.
۶  مخالفت با بازرسی‌های غیرمتعارف، پرس و جو از شخصیتهای ایران و بازرسی از مراکز نظامی با بازرسی‌های غیرمتعارف و پرس و جو از شخصیتها را هم به هیچ‌وجه بنده موافق نیستم. بازرسی از مراکز نظامی را هم نمی‌پذیریم همچنان که قبلاً هم گفتیم.
۷  مخالفت با زمانهای ۱۵ و ۲۵ سال برای اتمام برخی موضوعات
 زمانهای ۱۵ سال و ۲۵ سال که دائماً می‌گویند برای فلان چیز را هم ما قبول نداریم.
این زمان مشخص است و تمام خواهد شد.
هر آنچه رهبری در جلسات عمومی می‌گوید عیناً همان مسائلی است که در جلسات خصوصی به رئیس‌جمهور و دیگر مسئولان ذیربط می‌گوید بنابراین این خط تبلیغی غیرصحیح که از برخی خطوط قرمز رسمی در جلسات خصوصی صرف نظر شده است، خلاف واقع و دروغ است.


حال دیگر برای تحلیل حدود صد صفحه توافق فقط نیاز به تطابق توافقنامه با این هفت نکته است که ایا واقعا این توافق خوب است یا نه؟!

اما نکته‌ای که قابل ذکر می‌دانم این است که تاریخ به ما نشان داده که طرف مورد توافق ما یا بر تعهدات خود پایبند نبوده و یا اگر بوده آن توافق منجر به تسخیر کامل کشور مورد توافق و یا وابستگی دائمی آن کشور به خود شده است. به عنوان مثال دبی که عاری از هرگونه تحریم اعمال شده بر علیهش است اگر روزی بخواهد با آمریکا مخالفت بکند، اگر آمریکا فقط تحریم نیروی انسانی که ساده‌ترین نوع تحریم است را بر آنجا اعمال کند دیگر دبی قابل ایستادگی نخواهد بود. پس دائما در حال تعظیم و دم تکان دادن برای صهیونیزم جهانیست.

نکته‌ی دیگر اینکه دولت برای اجرای توافق‌نامه هنوز باید از مقام معظم رهبری و نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی تاییدیه بگیرد تا به محله‌ی اجرا وارد شود.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :