تبلیغات
اتفاق - شمر زمان‌ات را خودت بشناس
 
درباره وبلاگ


اگر دانشجوی مسلمان هستیم باید در راه روشنگری و در راه رسیدن به آرمانهایمان سعی بر این داشته باشیم که عمار زمان باشیم. دشمن ما چشم خود را به رهروان این راه دوخته تا در هر موقعیتی که به دست می آورد، آنها را شکار کند. آیا ما هدف دشمن هستیم یا همراه و در رکاب او.

مدیر وبلاگ : سروش بستان پیرا
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
اتفاق
بسم الله الرحمن الرحیم
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
سه شنبه 6 مرداد 1394 :: نویسنده : سروش بستان پیرا
شمر زمانت را بشناس. شاید هر وقت با این جمله روبرو بشویم، تصویری مانند تصویر زیر را به ذهن بیاوریم.



اگر داستان شمر را ندانیم، دیدن و پذیرفتن این تصویر برای ما به راحتی قابل میباشد. اما داستان شمر، داستان یک شیعه ی واقعیه علیست.  
نام اصلی او شمرابن فرط ضیابی كلابی، از طایفه بنی كلاب، از فرماندهان جنایتكار و بی رحم سپاه كوفه و از بزرگترین قاتلان تاریخ، قاتل امام سوم شیعیان حسین بن علی علیه السلام و از مسببان شهادت اهل بیت پیامبر اسلام و اصحاب امام حسین علیه السلام است. پدرش "ذی الجوشن " كه در آغاز اسلام از مسلمان شدن امتناع كرد و به دعوت پیامبر اعتنایی نكرد، تنها وقتی كه متوجه پیروزی مسلمانان بر مشركین شد، اسلام آورد و اسبی بنام "عرجاء " را بعنوان هدیه نزد پیغمبر برد ولی ایشان، هدیه او را قبول نكردند. از مادر "شمر " هم به پست فطرتی و پلیدی یاد شده و چون او دامنش به گناه بی عفتی آلوده شده بود لذا این فرزند (شمربن ذی الجوشن) از راه نامشروع به دنیا آمد. 

شمر، مردی زشت رو و پیس و آبله رو، و از روسای هوازن بود. اگر چه اول با امیرالمومنین علی بن ابیطالب بیعت نمود و در جنگ صفین در لشگر آن حضرت بود در جنگ با معاویه شركت داشت و شجاعت زیادی از خود نشان دادو ضربتی از سپاه شام خورد و مجروح شد او بعدا به گروه خوارج پیوست و در كوفه مسكن كرد و در آن شهر به روایت حدیث پرداخت. او همیشه كینه آل علی را در دل داشت و منتظر فرصت مناسبی بود تا این كینه و عقده های دلش را بیرون بریزد. سال 61 هجری قمری كه حركت امام حسین علیه السلام به سمت عراق شد، شمر اخبار این حركت را دقیقا پی گیری می كرد. جاسوسان او مسیر حركت امام را تا ورود به كربلا، برای او گزارش میدادند. در تاریخ این واقعه عظیم، شمربن ذی الجوشن از طرف دولت وقت و دشمنان اسلام، چند جا نقش اساسی داشت. 

از جمله افرادی بود كه "عبیدالله بن زیاد " حاكم كوفه، او را برای پراكنده كردن مردم كوفه از اطراف مسلم بن عقیل، یار باوفای حسین بن علی، به دارالاماره فرستاد. 

 زمانی كه عمربن سعد، فرمانده لشگر كوفه در نامه ای برای حاكم كوفه نوشت كه حسین بن علی حاضر شده كه یا برگردد و یا به یكی از سرحدات كشور اسلامی برود "عبیدالله حاكم كوفه " نظر داد كه باید پذیرفت ولی وقتی شمر از این نامه مطلع شد، او را منع كرد و گفت كه اگر حسین بن علی خود را تسلیم نكند و برود، بعدا قدرتمند می شود. پس بهتر است الان كه در چنگ شما گرفتار است، نگذارید برود. عبیدالله هم نظر شمر را قبول كرد او را فرمانده سپاه با 4000 جنگجوی زبده كرد و همراه با نامه ای به طرف عمربن سعد فرمانده كوفه در كربلا فرستاد، تا از حسین بخواهد كه یا تسلیم شود و یا به جنگ تن در دهد و به دنبال این نامه، گفت ای عمر سعد، اگر اینكار را انجام نمی دهی از لشگر ما كناره بگیر و لشگر را به شمربن ذی الجوشن واگذار. 

 اوج جنایت و شقاوت این مرد از روز عاشورا دهم محرم سال 61 هجری در كربلا است. در آن روز او فرمانده پیاده های لشگر كوفه بود و جنایات بسیار را مرتكب شد. زمانی هم كه بسیاری از اصحاب امام حسین شهید شدند، دشمنان امام، به طرف خیمه ها حمله كردند و شمر فریاد زد كه آتش بیاورید تا خیمه ها و اهلش را بسوزانم. در این موقع امام علیه السلام در مقابل شمر فرمود: ای پسر ذی الجوشن، خدا ترا به آتش دوزخ بسوزاند. وای برشما، اگر دین ندارید لااقل آزاد مرد باشید و بعد حضرت خواستند كه تا من زنده ام به حرم من تعرض نكنید كه شمر از كلام امام شرم كرد و برگشت. 

 این جنایتكار، در آخرین ساعتهای روز دهم محرم، زمانی كه امام علیه السلام جراحت های زیادی در سر و بدن داشتند، دستور داد تا حضرت را از پشت، تیرباران كردند و سپس آن خبیث كثیف، با چكمه و خنجر برهنه بر سینه فرزند رسول خدا نشست و سر مقدس حضرت را از تن جدا كرد. 

 او بعد از شهادت امام و همه یاران حضرت، می خواست خیمه گاه خاندان وحی را آتش بزند و علی بن حسین، زین العابدین را به قتل برساند كه دیگران مانع شدند. 

 در میان مورخین اتفاق نظر است كه كسی كه به فرمان عمربن سعد، سرهای مقدس شهداء كربلا را نزد "ابن زیاد " برد، او بود و از طرف ابن زیاد هم، سرهای شهداء را مجددا به همراه چند نفر دیگر، نزد یزید حاكم وقت شام برد. 

شمر نمادی برای خواص بی‌بصیرت است. اون جانباز صفین است که تا مرز شهادت رفت. کجای آمریکا و اسرائیل برای حفظ انقلاب و نظام اسلام حتی سر سوزنی آسیب دیده که بخواهیم آنها را شمر بنامیم. شمر فقیه بود. او با وقاهت تمام وقتی با سؤالی روبرو شد که پشیمان شده‌ای از قتل امام حسین یا نه؟ این جواب را داد که بارها بمیرم و زنده شوم بازهم سر از تن حسین جدا میکنم.

امروزه شمر یک صفت است. شاید بتوان آمریکا و اسرائیل را یزید زمان خواند اما شمر هرگز! اشخاصی را باید شمر خواند که برای نظام جمهوری اسلامی تا شکنجه‌گاه ساواک و رژیم بعث رفتند و حاضر بودند جان برای این نظام بدهند، اما امروز کمر همت و اصلاح طلبیشان فقط و فقط برای ریشه‌کن کردن این نظام مقدس است. 
به بعضی از بیلبوردها توجه نباید کرد و حرف آخر اینکه
شمر زمانه‌ات را خودت بشناس




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 11 مرداد 1394 01:03 ق.ظ
سلام.

کلیه مطالب و جواب ها خوووووب بودن.
واقعا افرین.
سرباز آقا باشین ان شاالله همیشه.
یاعلی
سروش بستان پیرا
علیکم السلام
با تشکر از شما همکلاسی محترم.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.