تبلیغات
اتفاق - فرهنگ دانشجویی
 
درباره وبلاگ


اگر دانشجوی مسلمان هستیم باید در راه روشنگری و در راه رسیدن به آرمانهایمان سعی بر این داشته باشیم که عمار زمان باشیم. دشمن ما چشم خود را به رهروان این راه دوخته تا در هر موقعیتی که به دست می آورد، آنها را شکار کند. آیا ما هدف دشمن هستیم یا همراه و در رکاب او.

مدیر وبلاگ : سروش بستان پیرا
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
اتفاق
بسم الله الرحمن الرحیم
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
دوشنبه 11 خرداد 1394 :: نویسنده : سروش بستان پیرا

سال‌ها پیش وقتی نام دانشجو به میان می‌آمد تن دشمنان این نظام به لرزه می‌افتاد که این‌ها همان‌هایی هستند که سفارت ما را اشغال کردند، این‌ها همان هایی هستند که جبهه‌ها را پر کردند و اینها همانند که کم کم کار ما را به نابودی می‌کشانند و باید فکری به حالشان کرد.

دانشجویان آن زمان خوب می‌دانستند که چه تاثیری در آینده‌ی کشور خود می‌توانند داشته باشند.

دیده بودند که اگر متحد باشند و منسجم کار کنند، شاه دست نشانده‌ی طاغوت و دشمن تا دندان مسلح هم حریف آنها نمی‌شود. خوب فهمیده بودند که نماد مبارزه شده‌اند و اگر اتفاقی بر خلاف عقایدشان بود، حاضر بودند همچون بزرگ‌نیا-دانشجوی مقتول 16 آذر سال 1332 که در اعتراض به حضور رئیس جمهور آمریکا جان خود را از دست داد- برای عقایدشان جان بدهند و خاطره‌ساز و تاریخ‌ساز بشوند ولی سر زیر بار خفت و زور نبرند.

دشمن این کشور هم می‌دانست که این‌ها مؤزن جامعه هستند و تا زنده‌اند، کسی در این کشور با تناب پوسیدشان به ته چاه نمی‌رود و گول حرف آنها را نمی‌خورد. یا باید همه‌شان را می‌کشت و از سر راه برمی‌داشت و یا اینکه آن‌ها را خواب می‌کرد و با تغییر فرهنگشان، این جامعه به خواب رفته را با وعده سر خرمن به قتلگاه می‌کشاند و دوباره حادثه ای همچون کربلا برایمان رقم می‌زد .

عده‌ای  در راه حفظ نام دانشجو و عقیده‌هایشان کشته شدند، اما دشمن متوجه شد که ترور اشخاص بی فایده است و هر کس را که بکشد به زودی  دوباره جای او را خواهند گرفت. آنها خوب متوجه شدند که مشکل‌شان، جسم دانشجویان نیست و این فرهنگ دانشجویان است که معضل اصلی برای آنها شده است. آن‌ها مجبور شدند که فرهنگ ما را یکبار دیگر تغییر دهند.  اگر به تاریخ نگاهی بیندازیم میبینیم که این تغییر برای آنها هزینه‌ی زیادی به همراه داشت ، اما نتایجی همچون آندلس برایشان رقم زده بود. ولی راه و رسم دشمن ستیزی دانشجو، راه دیگری پیش روی دشمن نگذاشته بود. امام عزیز ما، امام خمینی (ره)، دست دشمن را ازابتدا خوانده بود و در همان سال‌ها در دیدار با اعضای شورای انقلاب فرمودند:« ما از محاصره اقتصادی و تجاوز نظامی نمی‌هراسیم .ما از دانشگاه‌های غربی و آموزش جوانان ما در جهت منافع شرق و غرب می‌هراسیم.»  روند مقتدرانه روشنگری و آرمانگرایی دانشجو،کم کم،  در کش‌و‌قوس جنگ فرهنگی ، رو به افول نهاد و دانشجو در این جنگ تغییر نقش داد و رو به دانشگویی آورد. ترس ولی فقیه ما داشت آهسته به حقیقت مبدل می‌شد.

اوج این بحران را کشور ما وقتی فهمید که کار از کار گذشته بود و اعتماد به دانشجو کاری بسیار ریسکی و خطرناک بود. سال 1378 رسید و قضایای کوی دانشگاه اتفاق افتاد که نیاز به تعریف دوباره ندارد و همه از ریز قضایا خبر داریم.  انجمن های اسلامی دانشگاه ها ماهیت اصلی خود را نشان دادند و آمریکا و اسرائیل متوجه شدند که حتی بدون صلح با ایران توانسته‌اند در اکثر دانشگاه های کشور پایگاه داشته باشند.از آن زمان به بعد بود که دانشگاه و دانشجو رو به افول نهادند و عده‌ای از دانشجویان راه کج خود را هر روز کج‌تر کردند و با اسم روشنفکری و جامعه‌شناسی مدرن و هر کوفت و زهرمار دیگر، علم غرب را به خورد دیگران  می‌دادند و به نیروی نفوذی دشمن در میان دانشجویان مبدل شدند. مثل اینکه اگر هر ده سال یکبار آبروی کشور را نریزند و در برابر اربابانشان دم تکان ندهند، آسمان به زمین می‌رسد.عده ای از ما باید خجالت بکشیم که نام دانشجو بر سرمان است و اینگونه این نام مقدس را با حماقت‌هایمان تخریب کردیم. اگر افرادی به بهانه های مختلف، از مرگ خواننده پاپ کشور گرفته تا بیانیه‌ی لوزان، به خیابان ها می‌آیند و می‌رقصند، ما نباید خرده بگیریم که چرا اینگونه رفتارهایی از آنها سر می‌زند. زیرا مقصر اصلی خود ما هستیم. ماییم که وظیفه‌ی روشنگری خود را فراموش کرده‌ایم. اگر امام ما در تریبون نماز جمعه اشک می‌ریزد و گریه می‌کند، باز هم قصور اصلی از ما بوده که کار به اینجا رسیده است. عده‌ای عادت کرده‌اند که از زیر بار تقصیر فرار کنند. اما در جنگ فرهنگی اگر از نیروی مهاجم  صحبت می‌شود، قاعده می‌گوید نیروی مدافعی نیز وجود دارد که از زیر بار مسئولیت خود شانه خالی کرده است. یادمان باشد که آینده‌سازان این کشور ما هستیم. وظیفه ما در این دوران سنگین است. نباید از فرهنگمان غافل بشویم. فرهنگی که در این برهه‌ی تاریخی کشورمان بیشترین نیاز را به آن دارد، سالهاست که هدف اصلی دشمنان این نظام بوده و هست.همه باید  از خود بپرسیم که آیا لیاقت یدک کشیدن نام دانشجوی اسلامی و انقلابی را داریم و اینکه آیا سربار این ملتیم یا سرباز این کشور؟





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 11 خرداد 1394 06:36 ب.ظ
سلام علیكم
ماهدف دشمن هستیم اما امیدوارم هیچ وقت همراه و در ركابش نباشیم و از امثال بزرگ نیا،قندچی وشریعت رضوی درس بگیریم

یاعلی
سروش بستان پیراسلام «سلام»
انشاالله که هدف باشیم

یاعلی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.